سلام
امروز دوشنبه و یکی از روز های پایانی سال هست، و من در مغازه هستم و دارم براتون می نویسم از خروس همسایه که یه چند وقتیه مارو بیچاره کرده!!! نیستید که ببینید چه قوقولی قوقویی میکنه نصف شب ، دمه صبح،...
یه دو بار هم تذکر دادیم ولی افاقه نکرد، براهمین هم تصمیم گرفتم با یه عملیات پیچیده و اطلاعاتی و شناسایی موقعیت جغرافیایی و با کمک سازمان اطلاعاتی سی یا و با همکاری چریک های گرجستان و منابع مالی عربستان طی یک عملیات سری و هماهنگ با رمز "ضد خواب" به نابودی دشمن بپردازم.
برای همین رفتم به صاحب خونه عزیز گفتم و ایشون هم که کاملا شاکی شده بود ، رفت و به همسایه مریض یه تذکر شوخ طبعانه دادن، که تا حدی خروس جان مراعات کردن و شبها نمی خوندن.
که برای من جای سوال بود که چطور به این خروس فهموندن که شب ها نخونه!!؟که چنتا راه حل به ذهنم رسید
1-همسایه به زبون قوقولی به خروس گفت که کمی رعایت کنه!!؟
2- همسایه قول چنتا مرغ تپلی بش داد!!؟؟
3- همسایه کاربری چاقو رو براش توضیح داد!!؟؟
4- همسایه ... خروس رو چرب کرد!!!؟؟
ما که آخر نفهمیدیم ، ولی به این نتیجه رسیدم که هر پیشنهادی که بوده پایدار نیست و طرفین ممکنه در طی زمان شرایطشون فرق کنه!
البته من راه حل اساسی رو فراهم کردن شرایط مناسب در جای مناسب برای خروس میدونم مثلا یه مرغ داری گوشتی که بره حالشو ببره، نه نگهداری اون توی خونه.
به هر حال الان در طی روز، ازشون مستفیض می شیم ،، و هر باری که می خونه به این فکر می افتم که الا کلنگی بودن اقتصاد چه نتایجی می تونه داشته باشه که این همسایه ما که تقریبا 5 ماه عزیمت کرده به اینجا و این خونه ویلایی رو غلفتی خریده!!!!
به امید اینکه روزی برسه و تمام ملت ایران با وسایل ارتباطاتی مانند اینترنت و ... بیشتر آشنا بشن و از فرهنگ خوب یکدیگر استفاده کنن و بفهمند که شادبودن جمع ، لذت بخش تر است تا شاد بودن فرد.
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

0 نظرات:
ارسال يک نظر