آلبوم تصاویر

Loading...

پنجشنبه ۱۸ مارس ۲۰۱۰

پنج شنبه آخر سال موتور جواد برادرمو ...

سلام

امروز تو خیابون از این گشت های کنار خیابونی به مدارک موتور گیر داد و من بیمه نامه همرام نبود، من امکان فرار داشتم ولی پیش خودم گفتم باید به قانون احترام بزرام وایستادم .

رفتار افسر خیلی محترمانه بود و از من مدارک خواست و من همه رو دادم و موندش بیمه ، که از من طلب کرد من هم با صداقت گفتم که همرام نیست و موتور امانته.
اون هم کمی فکر کرد و گفت ایرادی نداره فقط با این سرباز برو ستاد و اونجا استعلام کنند که موتور دزدی نباشه و کلی منت گذاشت که پسر خوبی بودی و اگرنه موتورت می خوابید. ما هم پیش خودمون گفتیم ، ببین اگه حرف راست بزنی و دروغ نگی همه کارات ردیف میشه و ...
خلاصه با اون سر باز رفتیم ستاد ، که یه هو یه سروان تمام اومد تو حیاط و داد زد هرکی کارت یا بیمه نامه نداره موتورش توقیفه، و دستور داد همه رو از کلانتری بیرون کنن.
مارو می گی عین اسفند رو آتیش شدیم و پریدیم بالا پایین، هرچی به ستوان دومی که برگه توقیف رو پر میکرد گفتم بابا برنامه ما اینجوریه قبول نکرد و منو پاس داد به سمت مسئول در یافت اونا، رفتم به اون گفتم برنامه مااینجوریه که دیدم یه هو قاطی کرد و شروع به داد و فریاد، من هم فقط وایسادم به چشاش نگاه می کردم و پیش خودم فکر می کردم که این لباس تا چه قدر می تونه قدرت به یه نفر بده که همچین رفتاری با یه شهروند داشته باشه، لباسی که برای حفظ منافع ملت باید پوشیده شه و خیلی مقدسه.
خلاصه موتور مارو خوابوندن و ما پای پیاده برگشتیم سر کار و به فکر اون افسری که منو فرستاد ستاد افتادم که چرا با اون رفتار مناسب به من دروغ گفت و اگه قرار بود موتور توقیف بشه چرا این همه منت گذاشت؟؟... و هزار چرای دیگه که همه بی پاسخ ماند و من در آخر فهمیدم اگر قانون کامل اجرا شه نه دروغی گفته می شه ، نه برخورد نامتعارفی ، نه هزار فکر و خیالی که آدم بعد از اعمال قانون سلیقه ای تو ذهنش میاد .


حالا فردا قراره که مدارکو کامل کنم و با توجه به اینکه جمعه هست برم دنبال ترخیصش ( جمعه به خاطر پایان سال بودن بازه)

0 نظرات: